الشيخ رسول جعفريان
450
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
قرآنى را براى آنان تلاوت كرده بوده . اكنون اگر شمشير خشم مسلمانان بر سر آن فرود مىآمد قريب سيزده سال از دعوت فكرى و هدايتى گذشته بود . با اين حال چون اولًا هدف هدايت آنان بوده و ثانياً مشركان عمرى را در شرك سپرى كرده و طبيعى بود كه تحول ، تدريج و صبر را مىطلبد ، آن حضرت ، حاضر بود تا راههاى مسالمت آميزى ، البته پس از قدرى فشار بر مشركين بيابد . اين بود كه اصل مدارا و برخورد مسالمت جويانه را به همان سرعت مىپذيرفت كه جنگ را ، بر همين اساس بود كه صلح حديبيه را درست در موقعيت برتر بر مشركان پذيرفت . در حد برخوردهاى فكرى ، اينان به استدلال و انديشه توجهى ندارند ، در كنار آن به جنگ با اسلام نيز مايل نيستند . در برابر اين افراد سياست « تأليف قلوب » ، كه نوعى تواضع براى تلطيف قلوب مشركان بوده ، اعمال مىگرديد . تأليف قلوب به معناى دادن باج و يا به دليل ترس از اين قبيل مشركان نبود « 1 » ، بلكه بر اين اساس بود كه آنان با اين برخورد علاقهمند به اسلام شوند زيرا به هر روى مشرك بودهاند و نمىتوان انتظار يك تحول آنى را داشته و يا همهء آنان را تابع معقولات دانست . از امام عسكرى عليه السلام نقل شده كه در ذيل آيهء « وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً » « 2 » فرمودند كه ناس اعم از مؤمن و غير مؤمن است . بايد با مؤمنان با رويى گشاده برخورد كرد و با متخلفان نيز با مدارا سخن گفت تا به دين بگروند . « 3 » اين برخورد تأليفى ، بر پايهء اين آيت قرآنى بود كه سهمى از زكات را به « مؤلفة قلوبهم » اختصاص داد . « 4 » اين افراد اولا كسانى از كفارند كه براى دعوت آنان به اسلام و جهاد همراه مسلمانان ، پولى به آنها اختصاص مىيابد و در مرحلهء بعد ، مسلمانان ضعيف الاعتقاد كه براى جذب قلوب آنها ، به آنان كمك مىشود . « 5 » علاوه بر زكات ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از خمس غنايم حنين كه اختصاص به خود ايشان ، به عنوان حاكم مسلمانان داشت ، مبلغ گزافى را به كفّار و تازه مسلمانان داد . فهرست اين كمك همراه با اسامى « مؤلفة قلوبهم » در منابع تاريخى ضبط شده است . « 6 » مشهورترين آنان ، سران قريش مانند ابوسفيان و فرزندانش بودند كه تا فتح مكه به اسلام نگرويده و
--> ( 1 ) . بعدها خليفه دوم كه چنين تصورى داشت سهميه اين قبيل افراد را به اين دليل كه ديگر اسلام از آنان واهمهاى ندارد قطع كرد ! ( 2 ) . بقره ، 83 ؛ گفته شده كه آيهء مزبور به وسيلهء آيهء جهاد نسخ نشده ، زيرا مىتوان در عين پذيرش جهاد ، پيش از آن با سخن نيكو ، دشمن را به اسلام دعوت كرد ؛ نك : مجمع البيان ، ج 1 ، ص 150 ( 3 ) . تفسير الامام العسكرى ، ص 142 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 260 ( 4 ) . توبه ، 60 ( 5 ) . تحريرالوسيله ، ج 1 ، ص 336 ( 6 ) . نك : مختصر تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 17